السيد الطباطبائي
223
مجموعه رسائل ( فارسى )
5 . اديان تابع مقتضيات هر عصرى هستند ، و با تحول و دگرگونى هر عصرى اديان نيز تغيير و تحول مىيابند ؛ 6 . معجزاتى كه به پيامبران نسبت مىدهند ، خرافاتى مجعول و يا حوادثى تحريف يافته است كه به نفع دين و براى حفظ عقيدهء عوام يا به منظور حفظ موقعيت پيشوايان دين و رؤساى مذهب و يا به علل ديگرى از همين قبيل ، توسط عدهاى ساخته و پرداخته شده و توسط عدهاى ديگر نشر و پخش گرديده است . نبوّت به اين معنا كه آنان گفتهاند ، به خيمه شب بازىهاى سياسى شبيهتر است تا رسالت الهى ؛ و چون بحث و گفتوگو در پيرامون اين سخنان پوچ و بى اساس از بحث موردنظر در اين كتاب خارج است ، از پرداختن به پاسخ آنها صرف نظر نموده مىگذريم . فقط در اين جا يادآور مىشويم كه كتابهاى آسمانى و بيانات پيشوايان دين ، به هيچ وجه با اين تفسير - كه آقايان « خود روشن فكر بين » بيان كردهاند - سازش و تناسب ندارد . ممكن است گفته شود كه صاحبان اين نظريات [ به اصطلاح ] دانشمندان و پژوهشگرانى هستند كه مو را از ماست بيرون مىكشند ؛ پس چگونه ممكن است كه حقيقت دين و سخنان پيشوايان دينى را نفهمند ؟ ! در پاسخ مىگوييم كه عينك انسان به هر رنگ كه باشد ، موجودات را به همان رنگ به وى نشان مىدهد . دانشمندان مادى نيز همه چيز را با عينك ماديت مىنگرند و چون خود مادى و مادى گرا هستند ، لذا معنويات و مفاهيم ماوراى طبيعت در نظر آنان مفهومى ندارد ، و هرچه از حقايق دين - كه برتر از ماده و ماده پرستى است - به گوششان برسد تا به سطح ماديت تنزل پيدا نكند ، براى آنان مفهومى نخواهد داشت . از اين رو ، همهء معارف عالى و ارزنده را تا سطح ماديات پايين آورده معناى جامد و راكد و خامدى براى آنها درست مىكنند . آنچه از اين دانشمندان مادىگرا نقل شده ، نه تنها چيز تازهاى نيست ، بلكه تطور